تبليغاتX
همه چیز

همه چیز

1100

 

http://www.iranalive.org


 

یك شركت امنیتی هلندی بر پایه مطالعات جدید خود اعلام كرد، مجرمان اینترنتی این روزها حاضرند با پرداخت هزاران دلار گوشی 1100 نوكیا كه دیگر تولید نمی‌شود و روی آن یك نرم‌افزار آسیب‌پذیر نصب شده است را خریداری كنند. این نرم‌افزار به هكرها امكان می‌دهد تا به حساب‌های آنلاین كاربران دسترسی پیدا كنند.

به گزارش البرز این خبر با توجه به زیر ساختهای بانکداری الکترونیک شاید خیلی در ایران مهم تلقی نشود اما در کمال تعجب فعالان بازار گوشی تلفن همراه میگویند تقاضا برای خرید مدل 1100 نوکیا در ایران هم در حال افزایش است.

البته قیمت این مدل گوشی هنوز خیلی بالا نرفته و مانند اروپا به 32000 دلار نرسیده است! با اینحال ایرنیها در اقدامی مبتکرانه و با یک دستکاری جزیی از گوشی تلفن همراهشان به عنوان هشدار دهنده وجود پلیس راهنمایی و رانندگی نزدیک خودرویشان استفاده میکنند.

خبرنگار البرز که این خبر را شنیده بود به عنوان یک خریدار به پاساژ علاءالدین مرکز فروش و خدمات گوشی تلفن همراه رفت تا این نوآوری - درنوع خود - جالب توجه را از نزدیک ببیند.
فروشندگان میگویند با وارد کردن یک جسم خارجی چوبی (مانند چوب کبریت) به محل ورود فیش handsfree گوشی میتوان از فاصله 500 متری فهمید که سرعت خودرو توسط دوربین پلیس زیر نظر است.
به این ترتیب که با وارد کردن چوب کبریت، روی صفحه گوشی تلفن همراه تصویر کوچک یک خودرو ظاهر شده و هنگام حرکت خودرو با سرعت زیاد چنانچه اشعه دوربین کنترل سرعت پلیس به خودرو برخورد کند گوشی صدایی شبیه علامت هشدار پخش میکند. با این شیوه رانندگان خواهند توانست قبل از متوجه شدن کاربر دوربین از سرعت خود بکاهند و از مقابل دیدگان پلیس عبور کنند
 

http://www.iranalive.org

 

آزمایش یک گوشی 1100 و نمایش خودروی کوچک روی صفحه
برخی میگویند خود شرکت "نوکیا" هم از این قابلیت گوشی 1100 مطلع نیست و این کشف ذهن کنجکاو ایرانی ها بوده است.
گزارش البرز حاکی است تا کنون پلیس به این خبر واکنشی نشان نداده و اتحادیه فروشندگان گوشی و لوازم جانبی تلفن همراه نیز از تایید چنین قابلیتی امتناع کرده است. هم اکنون برخی از فعالان بازار تلفن همراه در صدد خرید تعداد زیادی از این گوشی بوده و همچنین دیگر گوشی های قدیمی را برای اطلاع از داشتن چنین قابلیتی آزمایش میکنند.
مدل 1100 نوكیا همواره به عنوان یكی از پرفروش‌ترین محصولات این شركت محسوب شده و در زمان عرضه آن به بازار، همواره زیر 100 یورو قیمت داشته است.

 
 
+ نوشته شده در  یکشنبه هفدهم خرداد 1388ساعت 12:14  توسط نیاز  | 

خدا را شکر ...

خداراشكر كه تمام شب صداي خرخر شوهرم را مي شنوم . اين يعني او زنده و سالم در كنار من خوابيده است.


I am thankful for the husband who snores all night, because that means he is healthy and alive at home asleep with me


____________

 

خدا را شكر كه دختر نوجوانم هميشه از شستن ظرفها شاكي است.اين يعني او در خانه است و در خيابانها پرسه نمي زند.


I am thankful for my teenage daughter who is complaining about doing dishes, because that means she is at home not on the street


____________


خدا را شكر كه ماليات مي پردازم اين يعني شغل و در آمدي دارم و بيكار نيستم.


I am thankful for the taxes that I pay, because it means that I am employed.


____________

 

خدا را شكر كه لباسهايم كمي برايم تنگ شده اند. اين يعني غذاي كافي براي خوردن دارم.


I am thankful for the clothes that a fit a little too snag, because it means I have enough to eat


____________

 

خدا را شكر كه در پايان روز از خستگي از پا مي افتم.اين يعني توان سخت كار كردن را دارم.


I am thankful for weariness and aching muscles at the end of the day, because it means I have been capable of working hard


____________

 

خدا را شكر كه بايد زمين را بشويم و پنجره ها را تميز كنم.اين يعني من خانه اي دارم.

 

I am thankful for a floor that needs mopping and windows that need cleaning, because it means I have a home


____________

 

خدا را شكر كه در جائي دور جاي پارك پيدا كردم.اين يعني هم توان راه رفتن دارم و هم اتومبيلي براي سوار شدن.

 

I am thankful for the parking spot I find at the far end of the parking lot, because it means I am capable of walking and that I have been blessed with transportation


____________

 

خدا را شكر كه سرو صداي همسايه ها را مي شنوم. اين يعني من توانائي شنيدن دارم.


I am thankful for the noise I have to bear from neighbors, because it means that I can hear


____________

 

خدا را شكر كه اين همه شستني و اتو كردني دارم. اين يعني من لباس براي پوشيدن دارم.


I am thankful for the pile of laundry and ironing, because it means I have clothes to wear


____________

 

خدا را شكر كه هر روز صبح بايد با زنگ ساعت بيدار شوم. اين يعني من هنوز زنده ام.


I am thankful for the alarm that goes off in the early morning house, because it means that I am alive


____________

 

خدا را شكر كه گاهي اوقات بيمار مي شوم. اين يعني بياد آورم كه اغلب اوقات سالم هستم.


I am thankful for being sick once in a while, because it reminds me that I am healthy most of the time


____________

 

خدا را شكر كه خريد هداياي سال نو جيبم را خالي مي كند. اين يعني عزيزاني دارم كه مي توانم برايشان هديه بخرم.


I am thankful for the becoming broke on shopping for new year , because it means I have beloved ones to buy gifts for them


____________

 

خداراشكر...خدارا شكر...خدارا شكر


Thanks God Thanks God Thanks God

 

+ نوشته شده در  شنبه شانزدهم خرداد 1388ساعت 11:17  توسط نیاز  | 

خدایا کفر نمی‌گویم

خدایا کفر نمی‌گویم

پریشانم،

چه می‌خواهی‌ تو از جانم؟!

مرا بی ‌آنکه خود خواهم اسیر زندگی ‌کردی.

خداوندا!

اگر روزی ‌ز عرش خود به زیر آیی

لباس فقر پوشی

غرورت را برای ‌تکه نانی

‌به زیر پای‌ نامردان بیاندازی‌

و شب آهسته و خسته

تهی‌ دست و زبان بسته

به سوی ‌خانه باز آیی

زمین و آسمان را کفر می‌گویی

نمی‌گویی؟!

خداوندا!

اگر در روز گرما خیز تابستان

تنت بر سایه‌ی ‌دیوار بگشایی

لبت بر کاسه‌ی‌ مسی‌ قیر اندود بگذاری

و قدری آن طرف‌تر

عمارت‌های ‌مرمرین بینی‌

و اعصابت برای‌ سکه‌ای‌ این‌سو و آن‌سو در روان باشد

زمین و آسمان را کفر می‌گویی

نمی‌گویی؟!

خداوندا!

اگر روزی‌ بشر گردی‌

ز حال بندگانت با خبر گردی‌

پشیمان می‌شوی‌ از قصه خلقت، از این بودن، از این بدعت.

خداوندا تو مسئولی.

خداوندا تو می‌دانی‌ که انسان بودن و ماندن

در این دنیا چه دشوار است،

چه رنجی ‌می‌کشد آنکس که انسان است و از احساس سرشار است

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه سی و یکم اردیبهشت 1388ساعت 14:55  توسط نیاز  | 

نبوغ انشتین

 

می گویند "مریلین مونرو " یک وقتی نامه ای نوشت به " البرت انیشتین " که فکرش را بکن که اگر من و تو ازدواج کنیم بچه ها یمان با زیبایی من و هوش و نبوغ تو چه محشری می شوند !

آقای " انیشتین " هم نوشت : ممنون از این همه لطف و دست و دلبازی خانم .واقعا هم که چه غوغایی می شود ! ولی این یک روی سکه است . فکرش را بکنید که اگر قضیه بر عکس شود چه رسوایی بزرگی بر پا می شود !

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه سی و یکم اردیبهشت 1388ساعت 14:46  توسط نیاز  | 

ممنوع است

روزگاری است که پرواز پروانه عشق

ممنوع شده ‌است

آسمان جای کبوترها نیست

و غم و درد به دل می‌تازد

روزگاری است که تو

کنج ویرانه تنهایی خویش

ساکن شده‌ای

پس چه شد معجزه عشق

کجاست؟

همچو مهتاب

به ظلمتکده این شب تاریک بتاب

جای تو کنج قفس نیست

به پرواز درآ

با سپاهی از شادی و عشق

بر غم و نفرت عالم بتاز

عاشقان چشم به راهند

که شوری فکنی

در عالم خاک

زهره با بربط و نی آمده است

تا تو فرمان بدهی

در فلک غوغا فکند

نازنینا تا که فرصت باقی‌ است

زنده کن مرده به عشق

+ نوشته شده در  پنجشنبه سی و یکم اردیبهشت 1388ساعت 14:43  توسط نیاز  | 

چرا میگن طرف مثل بچه خوابش برده در حالیکه بچه ها هر دو ساعت یک بار از خواب بیدار می شن و گریه می کنن؟

چرا وقتی باطری کنترل تلویزیون تموم می شه دکمه های اونو محکمتر فشار میدیم؟

چرا برای انجام مجازات اعدام با تزریق آمپول سمی، از سرنگ استریل استفاده می کنن؟

چرا تارزان ریش و سیبیل نداره؟

چرا خلبان های کامیکازی از کلاه ایمنی استفاده می کردن؟
(توضیح مترجم: خلبانان ژاپنی در جنگ جهانی دوم، كه هواپیمای خودشون رو به ناوهای آمریكایی می كوبیدن. یه چیزی تو مایه های حسین فهمیده ژاپنی!)

آیا میشه زیر آب گریه کرد؟

چطور ممکنه که انسان اول به فضا سفر کرد و بعدا به فکرش رسید که زیر چمدون چرخ بذاره؟

چرا مردم وقتی می خوان بپرسن ساعت چنده به مچ دستشون اشاره می کنن ولی وقتی می خوان بپرسن دستشویی کجاست به پشتشون اشاره نمی کنن؟

چرا گوفی روی دو پا راه میره ولی پلوتو روی چهار دست و پا، مگه هردوشون سگ نیستن؟

اگر روغن ذرت از ذرت تهیه میشه و روغن سبزیجات از سبزیجات، پس روغن بچه از چی تهیه می شه؟

تا حالا توجه کردید که اگر در صورت سگ ها فوت کنید دیوونه می شن ولی اگر با ماشین بیرون برن دوست دارن سرشونو از پنجره بیارن بیرون؟

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و پنجم فروردین 1388ساعت 12:58  توسط نیاز  | 

ضرب المثل های جالب درباره ازدواج

از ميان ضرب المثل هاي ملل مختلف و همين طور سخنان شخصيت هاي بزرگ جهان پيرامون ازدواج شصت مورد را انتخاب كرده ايم. بسياري از اين حرف ها جنبه شوخي و مزاح دارد اما تعداد ديگري از آنها شايد وصف حال من و شما باشد! همين طور قسمت ديگري از اين گفته ها مي تواند براي عده اي حكم كليد راهنما را داشته باشد.

1-هنگام ازدواج بيشتر با گوش هايت مشورت كن تا با چشم هايت.( ضرب المثل آلماني)

2- مردي كه به خاطر ” پول ” زن مي گيرد، به نوكري مي رود. ( ضرب المثل فرانسوي )

3- لياقت داماد ، به قدرت بازوي اوست . ( ضرب المثل چيني )

4- زني سعادتمند است كه مطيع ” شوهر” باشد. ( ضرب المثل يوناني )

5- زن عاقل با داماد ” بي پول ” خوب مي سازد. ( ضرب المثل انگليسي )


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه دوازدهم بهمن 1387ساعت 8:41  توسط نیاز  | 

5 روش واداشتن مردان

"نميدونم به چي فكر ميكنه چون اون هيچوقت درمورداحساسش با من حرف نميزنه."

ايـن جـمـله بـه گـوشتان آشنا است؟ براي اكثر زنان واداشتن شـوهـرشـان بـراي ايـنكه احـساسات دروني خود را با آنها در ميـان بـگـذارنـد، كـار مشكلي بنظر ميرسد. در اين شرايط زن احساس ميكند كه ناموفق بوده و براي مرد سوء تعبير پـيــش مي آيد. اما در اين ميان موضوعي وجود دارد كه اغلب زن هـا از آن بـي اطـلاع هستند. مردها ميخواهند صحبت كنـنـد. تحـت شـرايـط منـاسـب، آنـهـا سرتاسر شب به صحبت ميپردازند. اكثر مردان نياز دارند كه با همسرشان درد دل نموده و كمي سبك شوند. اما رمز و راز واداشتن همسرتان براي بيان احساساتش چـيسـت؟


 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه دهم بهمن 1387ساعت 10:27  توسط نیاز  | 

تيزهوشي يک مادر زرنگ!

خانم حميدي براي ديدن پسرش مسعود ، به محل تحصيل او يعني لندن آمده بود‎. او در آنجا متوجه شد كه پسرش با يك هم اتاقي دختر بنام Vikki ‎ زندگي ميكند. كاري از دست خانم حميدي بر نمي آمد و از طرفي هم اتاقي مسعود هم خيلي خوشگل بود.
او به رابطه ميان آن دو ظنين شده بود و اين موضوع باعث كنجكاوي بيشتر او مي شد. مسعود كه فكر مادرش را خوانده بود گفت : " من ميدانم كه شما چه فكري مي كنيد ، اما من به شما اطمينان مي دهم كه من و Vikki فقط هم اتاقي هستيم‎ . "
حدود يك هفته بعد‎ ، Vikki پيش مسعود آمد و گفت : " از وقتي كه مادرت از اينجا رفته ، قندان نقره اي من گم شده ، تو فكر نمي كني كه او قندان را برداشته باشد ؟‎ " "خب، من شك دارم ، اما براي اطمينان به او ايميل خواهم زد‎."
او در ايميل خود نوشت‎ : مادر عزيزم، من نمي گم كه شما قندان را از خانه من برداشتيد، و در ضمن نمي گم كه شما آن را برنداشتيد . اما در هر صورت واقعيت اين است كه قندان از وقتي كه شما به تهران برگشتيد گم شده. "با عشق، مسعود
روز بعد، مسعود يك ايميل به اين مضمون از مادرش دريافت نمود‎ : پسر عزيزم، من نمي گم تو با Vikki رابطه داري ! ، و در ضمن نمي گم كه تو باهاش رابطه نداري . اما در هر صورت واقعيت اين است كه اگر او در تختخواب خودش مي خوابيد ، حتما تا الان قندان را پيدا كرده بود‎. با عشق، مامان

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه دهم بهمن 1387ساعت 10:23  توسط نیاز  | 

خدايا شکر

روزي مردي خواب عجيبي ديد، او ديد که پيش فرشته‌هاست و به کارهاي آنها نگاه مي‌کند، هنگام ورود، دسته بزرگي از فرشتگان را ديد که سخت مشغول کارند و تند تند نامه‌هايي را که توسط پيک‌ها از زمين مي‌رسند، باز مي‌کنند، و آنها را داخل جعبه مي‌گذارند. مرد از فرشته‌اي پرسيد، شما چکار مي‌کنيد؟!
فرشته در حالي که داشت نامه‌اي را باز مي‌کرد، گفت: اين جا بخش دريافت است وما دعاها و تقاضاهاي مردم از خداوند را تحويل مي‌گيريم. مرد کمي جلوتر رفت، باز تعدادي از فرشتگان را ديد که کاغذهايي را داخل پاکت مي‌گذارند و آنها را توسط پيک‌هايي به زمين مي‌فرستند.
مرد پرسيد: شماها چکار مي‌کنيد؟! يکي از فرشتگان با عجله گفت: اين جا بخش ارسال است، ما الطاف و رحمت‌هاي خداوندي را براي بندگان مي‌فرستيم.
مرد کمي جلوتر رفت و ديد يک فرشته‌اي بيکار نشسته است مرد با تعجب از فرشته پرسيد: شما چرا بيکاريد؟!
فرشته جواب داد: اين جا بخش تصديق جواب است. مردمي که دعاهايشان مستجاب شده ، بايد جواب بفرستند، ولي فقط عده بسيار کمي جواب مي‌دهند. مرد از فرشته پرسيد: مردم چگونه مي‌توانند جواب بفرستند؟! فرشته پاسخ داد: بسيار ساده فقط کافيست بگويند *خدايا شکر*

+ نوشته شده در  پنجشنبه دهم بهمن 1387ساعت 10:22  توسط نیاز  |